مرتضى راوندى
7
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
عاليمقام دربارى و حكام ايالات و سرداران سپاه از ميان آنان برگزيده مىشدند . ارتش از افراد سپاهى قبايل چادرنشين مزبور مركب بود . « 1 » نظر شاردن و كرزن در مورد جمعيت ايران « . . . شاردن قلت جمعيت را در اثر چهار علت فرعى مىداند كه عبارتند از فسق و فجور غير طبيعى ، افراط در زندگى تجملى ، ازدواج در سن جوانى ، مهاجرت دائمى به هند . ملكم در اوايل قرن حاضر جمعيت ايران را در حدود 6 ميليون تخمينزده و موانع ازدياد جمعيت را تقريبا همانهايى مىداند كه شاردن ذكر نموده . . . كرزن مىنويسد : دكتر پولاك « 2 » در گزارش خود ، دربارهء ايران در 1873 ، علل عمدهء انحطاط جمعيت را عوامل زير مىداند : 1 ) وضع نامساعد زنان ، كه شامل سهولت طلاق ، ازدواج در سنين جوانى ، و زود پيرشدن آنان در دورهء طولانى بچه شير دادن ، و كوتاه شدن دورهء باردارى است . 2 ) فقدان وسايل بهداشتى كه نتيجهء آن شيوع تلفات از امراضى مانند تيفوس ، اسهال ، و با ، طاعون و بخصوص آبله است . به علت نبودن وسايل تلقيح ، مرگومير اطفال در سن دو سالگى عامل مهمى محسوب مىشود . 3 ) جنگهاى نابودكنندهء تاتارها و مغولها و افغانها ، و حملات تركمنها به ايالات شرقى ، و فروش اهالى بعنوان برده در بازارهاى خيوه و بخارا و جنگهاى داخلى و كثرت متوفيات بين سربازان كه قبل از آنكه به زندگى سربازى و ساخلويى عادت كنند تعداد كثيرى از آنها از بين مىروند . 4 ) مهاجرت عناصر و افراد غير مسلمان از قبيل گبرها و مسيحيان و يهوديها به هندوستان و قفقاز و تركيه . 5 ) وقوع قحطى به علت كمى باران و برف و شدت آن به علت فقدان وسايل نقليه و ارتباطات و تعصب نسبت به تجارت گندم و بدى وضع قنوات و سوء ادارهء مملكت . كرزن در همان كتاب ص 492 ادامه مىدهد و مىگويد : رالينسون در 1850 جمعيت ايران را ده ميليون نفر تخمينزده است ولى در 1873 در اثر بليهء و با و قحطى ، جمعيت به شش ميليون نفر تقليل يافت . نويسندگان ديگر در طى بيست سال اخير جمعيت ايران را بين 5 ميليون و ده ميليون ذكر كردند . در حقيقت هيچيك از اين ارقام براساس منابع علمى و قابل اعتماد نيست ، تاكنون در ايران سرشمارى نشده و وسيله و دستگاه لازم براى اين كار وجود نداشته است و فكر سرشمارى مورد قبول روحانيان و علماى مذهبى نيست . » « 3 » قحطى و مرض در 1918 قحطى و در پس آن حصبه موجب مرگ در حدود صد هزار نفر در شهر تهران شد ، درحالىكه در مازندران و با كه بيمارى محلى نيست و از ناحيهء ولگا آمده بود ، و همچنين حصبه عدهء زيادى از جمعيت را تلف كرد . در اين ناحيه ميزان متوفيات اطفال در حدود 65 درصد تخمين زده مىشود . آبله فراوان است ولى اخيرا در اثر تلقيح واكسن رو به تقليل مىرود . در
--> ( 1 ) . ن . و . پيگولوسكايا و ديگران ، تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، ترجمهء كريم كشاورز ، ج 2 ، ص 507 . ( 2 ) . J . E . Polak ( 3 ) . هنرى فيلد ، مردمشناسى ايران ، ترجمهء دكتر عبد اللّه فزيار ، ص 44 به بعد ( به اختصار ) .